پرش به محتوا

نقد قیمت‌ها در دیوار: قیمت بازار با قیمت ایده‌آل فروشنده تفاوت دارد

فرض کنید دنبال یک لپ‌تاپ دست‌دوم هستم. چند آگهی می‌بینم: ۵۰، ۵۳، ۵۷ و ۶۲ میلیون تومان. چند دقیقه بعد به این نتیجه می‌رسم که قیمت این لپ‌تاپ احتمالاً حوالی ۵۵ میلیون است. اما واقعاً از کجا فهمیدم؟ من هیچ معامله‌ای ندیده‌ام. فقط عددهایی را دیده‌ام که فروشنده‌ها نوشته‌اند. مشکل همین‌جاست: دیوار قیمت پیشنهادی فروشنده…

فرض کنید دنبال یک لپ‌تاپ دست‌دوم هستم. چند آگهی می‌بینم: ۵۰، ۵۳، ۵۷ و ۶۲ میلیون تومان.

چند دقیقه بعد به این نتیجه می‌رسم که قیمت این لپ‌تاپ احتمالاً حوالی ۵۵ میلیون است.

اما واقعاً از کجا فهمیدم؟

من هیچ معامله‌ای ندیده‌ام. فقط عددهایی را دیده‌ام که فروشنده‌ها نوشته‌اند.

مشکل همین‌جاست: دیوار قیمت پیشنهادی فروشنده را نشان می‌دهد، اما اطلاعات کافی برای فهمیدن قیمت واقعی بازار را نه.

قیمت آگهی با قیمت معامله فرق دارد

فروشنده می‌تواند هر عددی که می‌خواهد بنویسد. ممکن است برای تخفیف جا گذاشته باشد، عجله نداشته باشد یا اساساً کالایش را گران‌تر از بازار تصور کند.

اگر خودرویی دو میلیارد آگهی شود اما در نهایت یک میلیارد و هشتصد میلیون معامله شود، اتفاق واقعی بازار همان یک میلیارد و هشتصد میلیون است؛ نه عددی که هفته‌ها در آگهی دیده‌ایم.

مشکل اینجاست که ما دومی را نمی‌بینیم و اولی تبدیل به مرجع ذهنی‌مان شده است.

سابقه تغییر قیمت مهم است

یک خانه که امروز ۱۰ میلیارد تومان قیمت دارد، اگر یک ماه قبل ۱۲ میلیارد بوده و دو بار کاهش قیمت داشته، با خانه‌ای که از روز اول ۱۰ میلیارد قیمت خورده یکی نیست.

لازم نیست دیوار علت کاهش قیمت را حدس بزند.

فقط سابقه را نشان بدهد:

۱۲ میلیارد ← ۱۱ میلیارد ← ۱۰ میلیارد

همین یک خط، اطلاعات زیادی درباره آن آگهی می‌دهد.

تعداد دفعات تمدید، نردبان و انتشار مهم است

گاهی یک آگهی قدیمی حذف و دوباره منتشر می‌شود و در ظاهر «تازه» به نظر می‌رسد.

اگر یک کالا سه ماه، ۱۰ بار نردبان شده‌است، این سابقه برای خریدار مهم است.

پلتفرم می‌تواند بدون افشای اطلاعات شخصی، نشان دهد که این کالا یا آگهی چند بار وارد بازار شده است.

واکنش بازار به قیمت مهم است

دو آگهی مشابه با قیمت یکسان ممکن است واکنش کاملاً متفاوتی بگیرند.

یکی توجه زیادی جلب کند و دیگری تقریباً هیچ.

این لزوماً ثابت نمی‌کند اولی ارزان‌تر است، اما نشان می‌دهد بازار نسبت به این دو پیشنهاد رفتار یکسانی نداشته است.

تعداد حدودی تماس‌ها؛ یک شاخص ارزشمند است.

تغییر واکنش بعد از تغییر قیمت مهم است

فرض کنید یک آگهی دو هفته با قیمت ۵۰ میلیون تقریباً بی‌واکنش بوده و بعد از کاهش قیمت به ۴۵ میلیون، تماس و ذخیره آن چند برابر شده است.

این داده نمی‌گوید «قیمت واقعی حتماً ۴۵ میلیون است».

اما نشان می‌دهد بازار در دو سطح قیمت رفتار متفاوتی داشته است.

این دقیقاً همان اطلاعاتی است که برای فهم قیمت لازم داریم.

قیمت موارد واقعاً مشابه مهم است

صرفاً قرار گرفتن دو کالا در یک دسته‌بندی، آن‌ها را قابل مقایسه نمی‌کند.

برای خودرو، مدل، سال، کارکرد، وضعیت بدنه و شهر مهم‌اند.

برای مسکن، محله، متراژ، سن بنا، طبقه و امکانات.

دیوار می‌تواند به‌جای یک «میانگین قیمت» خام، یک مجموعه واقعاً مشابه بسازد و بگوید:

این آگهی از ۷۰ درصد موارد مشابه گران‌تر است.

یا:

نیمی از موارد مشابه بین ۱.۸ تا ۱.۹ میلیارد تومان قرار دارند.

این برای خریدار بسیار مفیدتر از یک میانگین ساده است.

خود آگهی‌های فعال هم می‌توانند تصویر بازار را منحرف کنند

یک نکته آماری مهم هم وجود دارد.

آگهی‌ای که قیمت مناسبی دارد ممکن است سریع فروخته شود و از نتایج ناپدید شود.

اما آگهی‌ای که گران است ممکن است دو ماه باقی بماند.

یعنی وقتی امروز دیوار را باز می‌کنیم، الزاماً نمونه بی‌طرفی از بازار را نمی‌بینیم؛ ممکن است سهم آگهی‌هایی که فروش نرفته‌اند بیشتر باشد.

بعد همین قیمت‌ها روی ذهن ما اثر می‌گذارند و تبدیل به لنگر قیمتی می‌شوند.

فروشنده بعدی هم همان اعداد را می‌بیند و قیمتش را بر همان اساس تعیین می‌کند.

به این ترتیب قیمت‌های پیشنهادی می‌توانند قیمت‌های پیشنهادی بعدی را بسازند؛ بدون اینکه الزاماً معامله‌ای با آن قیمت انجام شده باشد.

زمان و روند بازار مهم است

قیمت امروز را نباید بدون روند زمانی دید.

مثلا دانستن اینکه قیمت آگهی‌های ملکی یک منطقه، طی دو ماه گذشته مرتب افزایش پیدا کرده و در محله‌ٔ دیگری کمتر افزایش داشته برای کاربر می‌تواند بسیار مفید باشد.

اگر عرضه یک مدل ناگهان زیاد شده یا آگهی‌های مشابه سریع‌تر از گذشته ناپدید می‌شوند، آن هم معنا دارد.

یک نمودار کوچک از روند قیمت موارد مشابه در ۳۰ یا ۹۰ روز گذشته می‌تواند تصویر بسیار واقعی‌تری از بازار بدهد.

از نظر فنی، مسئله پیچیده‌ای نیست

دیوار لازم نیست اعلام کند «قیمت واقعی این خودرو دقیقاً ۱.۸۷ میلیارد تومان است».

اتفاقاً من با اینکه به الگوریتم‌های Prediction علاقه‌مند هستم، می‌گویم در این سناریو، این ادعا می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

کافی است اطلاعاتی که در اختیار دارد را بهتر به کاربر برگرداند.

مثلاً کنار هر آگهی بتوان این موارد را دید:

قیمت فعلی: ۲ میلیارد
قیمت اولیه: ۲.۲ میلیارد
مدت حضور: ۴۷ روز
کاهش قیمت: ۲ بار
موقعیت نسبت به موارد مشابه: بالاتر از میانه
استقبال بازار: کمتر از موارد مشابه

همین چند خط برای تصمیم‌گیری خیلی بیشتر از یک عدد ارزش دارد.

مطالبه ساده است

من از دیوار نمی‌خواهم به جای خریدار و فروشنده قیمت تعیین کند.

می‌خواهم وقتی یک عدد را نشان می‌دهد، زمینه آن عدد را هم نشان دهد.

سابقه قیمت.

عمر آگهی.

واکنش بازار.

موارد مشابه.

روند قیمت.

بعد تصمیم را به خود کاربر بسپارد.

چون قیمت پیشنهادی فروشنده، قیمت بازار نیست.

و پلتفرمی در اندازه دیوار باید کمک کند این دو با هم اشتباه گرفته نشوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *